| |
| دوشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1385 |
| تغییر مکان |
لطفا برای اطلاع از اوضاع جدید تر ایشان به آدرس زیر مراجعه نمایید : www.thegooday.blogspot.com |
|
| |
| چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384 |
| از ارسطو تا گودل |
| آقا ما داریم میریم سر قبر آتاترک ببینیم که وقتی ماه جلوی خورشید رو میگیره ، رنگین کمون چه رنگی میشه . کسی نیمی آد؟خیلی جالبه که ماه درست 400 برابر خورشیده و خورشید هم 400 برابر فاصله ماه تازمین ، با زمین فاصله داره . فاصله ی اینجا تا آنتالیا هم لابدباید 400 برابر یه چیزی باشه . اصلا امکان نداره بتونین حرف منو نقض کنین . اینجاست که قضیه پیوستار یا همون کوانتینیم ( که چیزی غیر از کوناتوم اما مربوط به هش ) ساخته می شه . اینجا همون جایی که میگه اگه الان زمان جنگ جهانی دوم بود و در همین لحظه متفقین یه بمب 400 کیلویی و خونتون می نداختن و اگه فاصله ی شما تا در خوروجی 40 سانتیمتر بود و فرض کنیم اگه از در خونتون بیرون می رفتین جونتون در امان بود ، در حقیقت شما یه آدم مرده به حساب می آیین . چون فاصله 40 سانتی شما تا در برابر 400 میلیمتر و خیلی بیشتر از اینا میکرو متر و نانو متره و از اونجایی هم که فاصله مفهومی پیوسته داره و بینهایت ( نه بیمار ) ذره به معنای فاصله بین شما و در خروجی هست و در زمان مثلا 4 ثانیه (حتی 4 سال) نمی شه بینهایت ذره رو پیمود ، پس شما قبل از فرارتون مورد اصابت بمب قرار میگیرین و میمیرین . این مطلب بدور از هر گونه بدبینی جهان شمول است و کاملا علمی و اثبات شده است . چون دیرمه و میترسم از اوتوبوس جابمونم و کسوف رو از دست بدم ، فعلا تا همینجا باشه . شاید بقیه شوتو شهر ماناوگات بنویسم شایدم از آنتالیا . راستی اصلا معلوم نیست که برگردم و هیچ چیزی پایستار و ثابت نمی مونه . فقط پیوستار |
|
| |
| پنجشنبه 18 اسفند ماه سال 1384 |
| the lunatic is on the grass |
امشب قراره ماه تو حیاط خونه من فرود باید هوای نور علیبک خیلی خوبه . انتقاد دوستان اینه که نورعلیبک رو باید نورعلی بیک بنویسیم . من همین جورش رو دوست دارم . هوا خیلی خوبه و ستاره قطبی دیده نمی شه . عباس می گه کمربند شکارچی به سمت جنوبه . من چیزی نمی دونم . عباس اومده خونه من نماز می خونه . خوش به حال خدا . عباس می گه به رضا نگو به من سه تار یاد می دی . ممکنه حسودیش بشه هر دو تا گوسفندا خوابیدن 14 تا بوقلمون هم همین طور 9 تا مرغ و خوروس هم . 2 تا گربه خنگ هم شاید . عباس باور نمی کنه که ممکنه گربه با خوروس بخوابه . مسعود هم ماجرای من و تسبیه رو باور نمی کرد . عباس می گه گربه می آد مرغا رو ...... اینا اصلا مهم نیست . نکته مهم اینه که ولوم ضبطم درست شده (توسط مهندس عباس و به اتفاق اسپری مفتی اکبر ) این ماجرا ، حد اقل آرزوی سه سال اخیر من بود . عباس دلش برا زنش تنگ شده . البته نه امشب ، که دیشب عباس به همکلاسیش گفت: زن من میشی؟ اونم گفت: نه عباس گفت: تورو خدا باز گفت: نه خواهر عباس به دختره گفت: زن داداشم می شی گفت: نه خواهر عباس دیگه نگفت توروخدا . بعدش مهدی افتخاری طالقانی قاپ دختره رو زد اما دختره به مهدی هم گفت: نه پس عباس رفت و شد شوهر دختر خالش دختر خالش هم که دنبال بهانه بود بیخیال کنکور و درس شد . عباس خوشحاله . زنش هم همین طور . ولی از همه اینا گذشته ، هوای امشب نور علیبک خوبه . نه تنها خوبه ، بلکه خیلی هم عالیه . عباس می خواد با زنش دعوا کنه . این طور که خود عباس میگه ، ولی خانومش نمی خواد جوابشو بده این ماجرا مربوط میشه حتی به زمان دایناسور ها . هوای نور علیبک خیلی خوبه . حتی خیلی بهتره . ستاره قطبی دیده نمی شه . و ولوم ضبط من هم خیلی درست شده . حتی از اولش هم بیشتر تر .
|
|