هیش چیز به هیش چیز هیش ربطی نداره

فرق آدما و ماشینا


بینین ریفیق ،پژو تو سرعت بالا کنترلش خوبه . پراید شتاب اولیش سر آمده .
bmw خوب ترمز می کنه . پیکان ، نه اونو ولش کن اصلا اون نه . کادیلاک ، گنده
و جاداره . ماتیز نقلیه و تو این تهران راحت واسش جای پارک پیدا کرد . بنز ، اگه
سوارش باشی و با یه کامیون تصادف بکنی ، هیش اتفاقی واسه خودت نمی افته .
جیپ هم که خوب معلومه ، میتونی باهاش بری کوه و بیابون . اگرم یه مینی بوس داشته باشی ، میتونی همه رفقاتو جمع کنی وبرین مسافرت .
چی میخوام بگم ؛ می خوام بگم که هر کودوم از اینا یه سری محسناتی داره . یعنی
یه سری خصوصیت که تو باهاش حال می کنی . حالا اگه همه ی اینا رو با هم بخواهی
بعد از اینکه یه گنج پیدا کردی ، میتونی یه پارکینگ گنده داشته باشی و اینارو بچینی
توش .فقط می تونی همه شونو داشته باشی . خیال نکن که میتونی یه ماشن داشته باشی که هم شتابش خوب باشه و هم سرعتش و هم کنترلش تو سرعت بالا . گنده و جادار باشا
و بتونی تو یه شهر شولوغ مثل تهران جای پارک پیدا کنی . امنیت سرنشیناش اساسی باشه و تازه بتونی باهاش جاده خاکی هم بری . نه اصلا اصلا .
و دقیقا همین جاست که فرق آدم و ماشینا رو میشه . یکیمون روابط عمومیش بالاست
یکیمون تسلط به امور داره . یکیمون پر انرژیه و یکیمون احساساتی . یکیمون کلی
وارد و با تجربست یکیمون آدم با مرامه . یکیمون کلی منطقی فکر می کنه یکیمون هم
ارتباطات زیادی داره . یعنی درست عین ماشینا میتونی بگی که فلان موضوع دقیقا تو
فلان کس ، شاخصه . فقط فرق قضیه اینجاست که این آدما میتونن با هم جمع بشن و تو
یه چیز واحد داشته باشی به اسمه جمع ( خودمونیش همون اکیپه ) و اون یه دونه اکیپ واحد
و حتی میتونه یه آدم واحد باشه که تمام اون شرایط درش هست . نه اینکه بگم این جمع خودش یه آدمه ها . منظورم اینه که اینا که باهم جمع شدن جزء میشه کل و بعدش
کل هم میشه جزء و وقتی از بیرون به این کل نیگا کنی یه سری آدم میبینی مثلا
با روایط عمومی بالا و تسلط داشتن به امور و پر انرژی واحساساتی و در عین حال منطقی
و باتجربه و با مرام و .... باور کن مسئله کملا جدیه .
پس به همین دلیله که آدما با هم دیگه هستن . دسته جمعی و نه تنها .
و بازم به همین دلیله که من به اون دختره که هر دفعه منو میبینه ، ازم می پرسه که : پسر
کی میایی بساتمونو جمع کنیم و بریم دو تایی تنها وسط جنگل یا وسط یه کویر دور دست زندگی کنیم ؟ با این که این موضوع پیشنهاد من بوده ، هر دفعه بهش میگم حالا صبر کن فلان کارم  تموم بشه،حلا صبر کن درسم تموم بشه و.....بعدش .


: ببین اگه بشه انشعاب هر پنج هزار تا مشترک تلفن رو که مثلا همشون
 هم به اینترنت وصل میشن رو تو یه پست محلی از طریق یه میکرو پروسسور
جمع کنیم و بفرستیم تو خط و اگه ۲۰۰ تا از این پست محلی ها
داشته باشیم و دوباره اونارو تو یه پست منطقه ای جمع کنیم و دوباره با
همون سیستم مخابراتی که تو اون میکرو پروسسور قبلی کد گزاری کردیمشون
۱۰ تا از این پست های منطقه ای رو به هم وصل کنیم و تو مرکز جمعشون کنیم
اونوقت ما تونستیم ۱۰ میلیون مشترک رو ......
راستی ببینم مسعود به سر یه رشته فیبر نوری چند تا مشترک میشه وصل کد ؟

- اگه همشون اینترنت هم برن ۵ میلیون مشترک رو 

:ئه ! یعنی به جای اینهمه زبل بازی های من فقط ۲ رشته فیبر نوری لازم داریم ؟
 اصلا این چیزایی رو که گفتم بیخیال شو .

- مثل اینکه شربط آبلیمو اثر نکرده ها .