! seamus



آقای  گاودار، نگران گل سر سبد گاواش ، ٬خال خالی٬ بود . در حقیقت اون می خواد وقتی که کارگرش میگه ٬خال خالی٬ داره تو مزرعه چرت می زنه ، واقعا مطمئن بشه . اون نمی خواد که به نظرش بیاد که به احتمال 99% ٬ خال خالی ٬ در امانه . می خواد بگه که  من ٬می دونم ٬ که گاوم در امانه .
آقای گاودار پا میشه میره تو مزرعه و از دم در میبینه که تو فاصله دور ، پشت درختا یه چیز سیاه و سفید هستش که خیلی هم شبیه به گاو خودشه . بر می گرده تو دفترش و به رفیقش می گه که ٬ خال خالی ٬ تو مزرعه است .
در این مورد آیا زرعه دار واقعا این موضوع رو میدونه ؟
رفیقش میگه که می خواد بره از نزدیک یه نیگاهی بندازه .می ره  می بینه که ٬خال خالی ٬ پشت یه دیوار داره چرت میزنه و از قضا یه پارچه گنده ی سیاه و سفید هم ، همون بغل به یه بوته گیر کرده .

آقای گاودار درست می گفت . ٬خال خالی ٬ تومزرعه بود ،‌همون طور که  آقای گاودار خیال می کرد . اما آیا درست می گفت که میدونه که گاوش تو مزرعه بود ه؟

buttom your lips

اومدم به آرش بگم که اون روزایی که تو تهران بارون میومد و من رفته بودم کویر ، یه حسی بهم دست داد که میخواستم تو هم اونجا می بودی و کویر رو می دیدی و حال می کردی .

همین که منو دید ، گفت اون روزایی که تو رفته بودی کویر و تو تهران بارون میومد ، یه حسی بهم دست داد که می خواستم تو هم تهران می بودی و بارونو می دیدی و حال می کردی .

من دیگه از گفتنش منصرف شده بودم . هیچی نگفتم .

you missed the starting gun



میدونی چقدر حال میده سر 23:59، به ساعت دیجیتالت
نگاه کنی و ببینی یهو شد 00:00